دفترچه قلبم
20 مهر 1405 توسط سمیه اسماعیل زاده کردخیلی
دفترچهی قلبم را به دست گرفتم و یکییکی خاطرات خوب و بدم را ورق زدم. ناگهان صفحهای باز شد که مرا به روزی برد که هم خنده بر لب داشتم و هم اشک در چشم… روی سجادهام مشغول نماز بودم؛ خستهتر از همیشه، از راهی که گم کرده بودم. از ته دل از خدا خواستم… بیشتر »