عطر مادرانگی

  • خانه 
  • همسرانه 

بیاد معصومیت

26 دی 1402 توسط سمیه اسماعیل زاده کردخیلی

ریحانه کوچولو با ان چشمان پر اشک و اضطراب نگاهی به من انداخت و گفت مامانم کو و من بخاطر دل کوچکش مجبور بودم راستش را نگوییم و او هر چند لحظه یک بار میپرسید کی میاد و من هرچه تلاش میکردم اورا به بازیه کودکانه غرق کنم اما او نه حواسش نه دلش از مادر پرت نمیشد و برای اینکه زود به نادر برسد همراهیم میکرد الان این رنگ کنم میاد؟ این تموم بشه میاد. و من چقدر غصه خوردم برای ان دختری که دیگر هرگز مادرش را نمیدید اگر هم تمام نقاشیای دنیا را رنگ کند

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

عطر مادرانگی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • فضای مجازی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس